بیایید صریح باشیم: یک سیلندر هیدرولیک فقط یک مولد نیرو نیست. در هر ضربه بیش از 40 اینچ، یک عضو فشرده سازی ستون بلند است.
اکثر مهندسان میدان بر فرمول استاندارد کمانش اویلر تکیه می کنند(صcr= π2EI / L2)برای تصمیم گیری در مورد اینکه آیا یک میله نگه می دارد یا خیر. آنها به اعداد ضربه می زنند، ضریب ایمنی 2.0 را می بینند و امضا می کنند. سپس، شش ماه بعد، موز میله ای تحت بار، مهر و موم خرد می شود، و دستگاه پایین می رود.
اویلر دروغ نگفت، اما دنیایی کامل را فرض کرد. او فرض میکرد که بار کاملاً محوری است، مواد کاملاً همگن است و نصب کاملاً سفت و سخت است. در کثیفی و ارتعاش یک سایت ساخت و ساز یا ایستگاه انتقال زباله، "کامل" وجود ندارد.
طول نظری (LL) در محاسبه شما یک متغیر است نه ثابت. این کاملاً به ضریب K (End Fixity Factor) بستگی دارد. اینجاست که اولین "دروغ" اتفاق می افتد.
| سبک نصب | K-Factor نظری | HCIC ایمنی دنیای واقعی K-Factor |
|---|---|---|
| ثابت-ثابت (هر دو انتها به شدت پیچ شده) | 0.50 | 0.65 |
| پین ثابت (یک سر پیچ، یک چشم) | 0.70 | 0.85 |
| سنجاق دار (چشم های کلویس در دو انتها) | 1.00 | 1.20 |
| بدون ثابت (سبک دکل تلسکوپی) | 2.00 | 2.50 |
اگر از ضریب K 1.0 برای سیلندر تریلر کمپرسی پین شده استفاده می کنید، شیب پین، سایش بوش و انعطاف قاب را نادیده می گیرید. در HCIC، ما یک "جریمه طبقه مغازه" برای عوامل K اعمال می کنیم. ما 20% حاشیه خطا در تراز نصب فرض می کنیم. این تفاوت 20 درصدی در ضریب K، بار بحرانی شما را تقریباً 40 درصد کاهش می دهد.
کمانش به ندرت یک ضربه ناگهانی است. این یک فرار هندسی است.
اگر سیلندر هیدرولیک شما فقط 3 تا 5 درجه نامناسب باشد - که در تجهیزات کشاورزی یا زباله رایج است - بار دیگر محوری نیست. یک ممان خمشی (M=P×excentricity) ایجاد می کند. همانطور که میله شروع به انحراف می کند، خروج از مرکز افزایش می یابد. هرچه بیشتر خم شود، بار سخت تر آن را فشار می دهد تا خم شود.
به همین دلیل است که ما برای هر ضربه ای که بیش از 10 برابر قطر میله باشد، برای استاپ تیوب فشار می آوریم.
استاپ تیوب یک فاصله دهنده داخلی ساده است که از رسیدن پیستون به غده انتهایی جلوگیری می کند. چرا طول سکته را هدر می دهیم؟ برای افزایش فاصله بین بلبرینگ پیستون و یاتاقان میله ای.
این افزایش " دهانه یاتاقان " پشتیبانی جانبی مورد نیاز برای مبارزه با لحظه خمشی را فراهم می کند. این مانع از خارج شدن بار از مرکز نمی شود، اما از داشتن فضای کافی برای شروع قوس کمانشی میله جلوگیری می کند. اگر تامین کننده شما در مورد دقت نصب شما سوالی نمی کند، آنها نگران محدودیت کمانش شما نیستند.
قدرت تسلیم کف است، اما مدول الاستیسیته (EE) سقف است. برای اکثر فولادها، EE تقریبا 29×10629×106 PSI است. چه از فولاد آلیاژی گران قیمت استفاده کنید یا از فولاد کربنی استاندارد، مقاومت اولیه در برابر خمش یکسان است.
مزیت میله های 4140 یا QPQ با کشش بالا این نیست که خم نمی شوند - بلکه این است که می توانند بیشتر خم شوند و بدون تغییر شکل پلاستیک دائمی به حالت مستقیم برگردند. هنگامی که یک میله در طول یک سگک به نقطه تسلیم خود برخورد می کند، به قراضه تبدیل می شود.
در HCIC، ما فقط از یک صفحه گسترده استفاده نمی کنیم. برای سیلندرهای تلسکوپی یا مهندسی با زمان طولانی، ما یک تحلیل کمانش غیرخطی انجام می دهیم که شامل موارد زیر است:
هر واحد در خطوط HTC و HSG ما در برابر این مجازاتهای واقعی تأیید میشود. ما برای شیب 5 درجه و پین فرسوده میسازیم، نه دنیای کامل طراحی CAD.
اگر نسبت ضربه به میله شما بیش از 10:1 باشد، یا اگر فاصله پین به پین جمع شده شما بیش از 40 اینچ باشد. این هزینه را اضافه می کند، اما ارزان تر از یک میله خم شده است.
خیر. کمانش تابعی از هندسه (ممان اینرسی) و مدول الاستیسیته است. استحکام بالاتر فقط از خمش دائمی جلوگیری می کند. از شروع قوس کمانش جلوگیری نمی کند.
QPQ حد کمانش را تغییر نمیدهد، اما ناحیه انتشار نیتروژن (0.3 میلیمتر +) عمر خستگی سطحی را افزایش میدهد و از ریزترکهایی که اغلب در طول یک رویداد انحراف شروع به شکست میکنند، جلوگیری میکند.
واتساپ: +86 153 7619 8599
ایمیل: davidsong@mail.huachen.cc
وب سایت: http://jnhcic.com/